نگاه های من

متن مرتبط با «می گفتی بی تو هیچم» در سایت نگاه های من نوشته شده است

خواستگار قدیمی

  • نیلوبلاگ

    خواستگار قدیمی رو دیروز توی مترو دیدم...

    ادامه مطلب
  • مورچه ها خودکشی نمی کنند.

  • نیلوبلاگ

    مورچه نمی فهمد! نا امیدی را می گویم. او از کوچکی خودش و بزرگی و چیستی اطرافش نیز،درکی ندارد؛ اما موفق است!هدف او بقاست؛ بقا و تمام انچه بدان مربوط است.بقیه موارد برایش یک هیچ بزرگ است. برای همین در عمر کوتاه نهایت دو ساله اش، پیوسته و بی تردید می دود و موانع را پشت سر می گذارد. مانع هرچه میخواهد بزرگ باشد،ماندن برای او معنا ندارد ،صرفا مسیرش را عوض می کند.او باید برود و به این رفتن لازمه ی بقا، بطور غریزی سخت مومن است.راه رفته را باید رفت،همین...مورچه ها خودکشی نمی کنند... + نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۲/۲۹ ساعت 17:11 توسط زهرا  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تویی که مثل خودت را هم دوست نداری...

  • نیلوبلاگ

    همه خوبی ها و بدی هایت را که یک جا ببلعم ! تازه می شوم آن خاکستری رقیقی که شاید تو دوستم بداری !!! و دوست داشتن تو ، مورد علاقه تو بودن ، چیزی است که من از آن حذر دارم. + نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۹/۰۵ ساعت 14:19 توسط زهرا  |  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • من همینم

  • نیلوبلاگ

    من آدم کم توقعی ام ؛ اما کمال گرام... بلند پرواز نیستم اما، کمال گرام... نهایت ارزوی من ، داشتن باغیست برای کاشتن گل... شایدم مغازه ای کوچک پر از گل ، تا با فروش مهربانی ها و زیبایی ها ، روزی حلالی بدست ارم و میان عطرها، مست... و یا مغازه ای پر از کتاب ، تا به نادانی ها ، دانایی هدیه کنم و برای خودم، لقمه نانی علم... من! دست پخت مادر را هم دوست دارم... دوست دارم ، طعم ایران را در نانی بپیچم واز کافه ایی کوچک ، به مردم عرضه کنم... من ... همینم ... پیچده در میان تمام سبزها و صورتی ها و ارغوانی ها ......

    ادامه مطلب
  • می گفت

  • نیلوبلاگ

    استاد مشاور میگفت که همیشه در همه حال باید منطقت را حین شنفتن مراجع ،رعایت کنی و هیچ شاهد و مدرکی را بر قطعیت صددر صد حرفای او و محکومیت طرف مقابلش نگیری و ، چشم بگیری از شکستکی ها و کوفتگی ها... تا چشم منطق رابطه ی بی منطق انها باشی... چه انکه رابطه ای بهم نمیریزد ؛مگر انکه طرفین ،چاشنی منطق نگاهشان را کم کرده باشند و فرقی نمیکند از دریچه خشم نگاه میکنند یا اه و ناله، بهرحال بی منطق شده اند......

    ادامه مطلب
  • تولد ترس...

  • نیلوبلاگ

    ترس... ! ترس را ... تجربه کرده ای؟ آن گونه که به جانت چنگ بیندازد و تو را در اعماق لرزش های بی امان و بی نشانه ی خود مدفون کند؟ هست هایت را نیست کند و نیست های چندش آور و هولناک زندگی ات را ، از دالان های متروک ذهنت ، به سطح اورد و "هست" کند... این ترس ها ، یعنی خود زندگی ، در حین لمس سقوط در بی انتهای مطلق... و چه فاجعه است ، اگر همه عمر ، طول بکشد. می کشدت ... می میراندت ... زنده به گورت می کند و در زندگی ، با زنده مانی ، منجمدت می کند ... نمیدانی از لرز توامان درونت و انجماد بیرونت ، به که پناه بری... در این لحظه ها ، خدای بی ایمان ها ، کم می آورد ؛ و چقدر باید خوش اقبالبود...

    ادامه مطلب