بلند پرواز نیستم اما، کمال گرام...
نهایت ارزوی من ، داشتن باغیست برای کاشتن گل...
شایدم مغازه ای کوچک پر از گل ، تا با فروش مهربانی ها و زیبایی ها ، روزی حلالی بدست ارم و میان عطرها، مست...
و یا مغازه ای پر از کتاب ، تا به نادانی ها ، دانایی هدیه کنم و برای خودم، لقمه نانی علم...
من!
دست پخت مادر را هم دوست دارم...
دوست دارم ، طعم ایران را در نانی بپیچم و از کافه ایی کوچک ، به مردم عرضه کنم...
من ...
همینم ...
پیچده در میان تمام سبزها و صورتی ها و ارغوانی ها ...
برچسب: من همینم,من همینم که هستم,من همینم که میبینی,
نویسنده: حمید محمدی