خرید بک لینک
بازهم دلکم بی بهانه، هوای تو را کرد ...

و این دل ترسوی من

نرسیدنهای به تو را ،منطق، جلوه داد...

خدا گواه است

در طی طریق رسیدن به تو

فیلسوف ترین فیلسوفم

خودم میدانم

به رویم نیاور زندگی

که ما عادت کرده ایم

کاستی ها را پشت دیوار مصلحت و قسمت بپوشانیم

چه میگویم؟

باز شب شد!

خزعبل و لات الات شروع شد

گفتم ات که:

همه چیز از یک استفراغ ذهن ، شروع شد

و ناتوان ، نام بی وجودی را ، سفسطه کرد به نام:فلسفه!

خوش باش!

برچسب: نویسنده: حمید محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 آذر 1397 ساعت: 0:25

صفحه بندی