به سان ، حرکت نرم گاهوار یک پر.... فرود می آید ، سیاهی شب
بر آسمان شهر...
و همان گونه، نرم نرمک ، پر میشوم از آرامش شب...
یک نفس آرامش...
یک لحظه تپش...
و تکرار میشود : " شب را مایه ی آرامش شما قرار دادیم"
و دلم تنگ میشود برای اغوش شب ...
و غبطه میخورم به آسمان فرو غلتیده در اغوش شب...
من ، چنین در آغوش فرو رفتن های آرامی را ،طلب دارم ز تمام سیاهی ها و سفیدی ها...