
همه خوبی ها و بدی هایت را که یک جا ببلعم ! تازه می شوم آن خاکستری رقیقی که شاید تو دوستم بداری !!! و دوست داشتن تو ، مورد علاقه تو بودن ، چیزی است که من از آن حذر دارم. + نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۹/۰۵ ساعت 14:19 توسط زهرا | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
ترس... ! ترس را ... تجربه کرده ای؟ آن گونه که به جانت چنگ بیندازد و تو را در اعماق لرزش های بی امان و بی نشانه ی خود مدفون کند؟ هست هایت را نیست کند و نیست های چندش آور و هولناک زندگی ات را ، از دالان های متروک ذهنت ، به سطح اورد و "هست" کند... این ترس ها ، یعنی خود زندگی ، در حین لمس سقوط در بی انتهای مطلق... و چه فاجعه است ، اگر همه عمر ، طول بکشد. می کشدت ... می میراندت ... زنده به گورت می کند و در زندگی ، با زنده مانی ، منجمدت می کند ... نمیدانی از لرز توامان درونت و انجماد بیرونت ، به که پناه بری... در این لحظه ها ، خدای بی ایمان ها ، کم می آورد ؛ و چقدر باید خوش اقبالبود...
ادامه مطلب