
> {رمان بر باد رفته . مارگارت میچل. ج اول} حقیقتا از خوندن این جمله به قدری خوشحال شدم که از شدت خنده ، چای به گلویم پرید و با سرفه های بلند نزدیک بود لیوانم چای ام روی صفحه کلید بریزد. عجیب همذات پنداری میکنم با جمله ی بالا و علت خنده های از ته دلم، حقیقت بیش از حد لازم حقیقته این نوشته ی عریان و بی پرده است. . ای کاش همه مان همیشه ، حداقل با خودمان انقدر صریح و بی پرده و ندار بودیم تا لااقل تکلیف خودمان با خودمان معلوم شود. و ای کاش همه مان چنین شهامت داشتیم...
ادامه مطلب