
اولین سالی که از آمدنش می ترسم! بیم و امید هم زمان... نوروز ایران زمین......
ادامه مطلب
به دنبال گنجیم ... همگی ... اندکی به ان می رسند... به گنج عمر و زندگی... اما بیشترها ، می مانند؛ می بازند... حتی در وسط معدن گنج! چه میشود ؟ که مرگ رویا ، در یک قدمی رویا میسر میشود؟ جواب شاید ان باشد که گنج های یک معدن را ،حاضر و اماده در میان یک صندوق جواهرات و تراش خورده می خواهیم . ما در پی شکار ارزوهامان ، بیشتر گنج یابیم تا معدن کار......
ادامه مطلب
من، نبودن هایت را به که، فریاد زنم؟...
ادامه مطلب
زنی میشناسم ترد ، لطیف ، عمیق، سیال،نوازش گونهو روح بخش ، به سان عبور نسیمی از میان شاخسار رقصان بید مجنون... به سان عطر بادهای ارام صبح های پاییزی... به سان رنگ های عمیق و گرم برگ های گودال باغی... به سان لطافت گلبرگهای نسترن ترد صورتی... به سان رگبارهای یواشکی و فرح بخش بهاری و پاییزی... . این زن، خود زنانگی است.... اصل زنانگی.... انچه که تکامل بشر از یک زن کامل میخواهد... این زن... من ، این زن را میشناسم و زندگی اش میکنم... زندگی......
ادامه مطلب