اینجا متروک شده، تار عنکبوت بر سر در دیوارش دهان کجی می کند، اما ابلهان دنبال مخ زنی اش، هنوز همان هول های چندشناک عهد وبلاگند که به تعداد اندک در میان عنکبوتهای اینجا می لولند! - خصوصی: علایق مشترک داریم، پیام بده! -خصوصی: چرا ازدواج نکردی؟ ( کی گفته من ازدواج نکردم؟) پ ن: چقدر ادم باید منزوی و مفلوک باشد که این چنین اینجا بلولد. منقرض میشی اخر سر ای نفله!
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
دلم عشق میخواد...
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
کار آدم رو پاره میکنه! از شدت فشار فیزیکی نه! از حجم استرس ورودی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
امروز سرکار نرفتم! مرخصی بودم. به خودم وعده یکی دوتا گربه دادم! توله گربه های گوگولیه دی اس اچ
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
شنیدن دردلهای آدمها، آن هم هر روز خدا، رقت انگیزترین و مشمئزکننده ترین شغل دنیاس!
اینکه تو در سر کارت هستی، اما انها توقعش را از تو دارند.
پ ن: شبیه سنگ صبور شده ام! هرجا ،هرکس که مرا میبیند،یاد گرفتاریاش میفتد
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
اولین سالی که از آمدنش می ترسم! بیم و امید هم زمان... نوروز ایران زمین...
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
من از خوانش خویش، لذت می برم!
.
پ ن: اینجا رو نگه داشتم تا بیام و خودم رو مرور کنم.
از خوانش بعضی نوشته هام،غرق لذت و تعجب توامان میشم، که چه پختگی نشان داده ام در لحظه!
و از خامی، برخی دیگرشان، به پختگی امروزم میرسم.
ب ع: آدمیزاد همین است! سیر ممتد افتان و خیزان...
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
دردها معمولی تر میشوند، وقتی که رفتن را باور میکنی! پ ن: انسان فانی!
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی
ما تنها به دنیا اومدیم، تنها هستیم و تنها خواهیم رفت.
حتی چند قلوها هم در بطن مادر از هم جدا هستند.
درک این تنهایی، سبب پذیرش بسیاری از کج رفتارهای غیر خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: حمید محمدی